پاراشای دواریم

שַׁבָּת חָזוֹן
دواریم (تثنیه) ۱:۱–۳:۲۲ · سفر دواریم · شبات حزون · Sofer & Eliyahu BaYona | Yonah Productions NY
AUDI7

درباره این پاراشا

دواریم ("سخنان") سفر دواریم (تثنیه)، آخرین کتاب از پنج کتاب تورا را می‌گشاید. موشه در دشت‌های موآب سخنرانی بزرگ وداع خود را با اسرائیل آغاز می‌کند: چهل سال در بیابان، انتصاب داوران، ماجرای مِراگلیم (جاسوسان)، و فتح پادشاهی‌های سیحون و عوج را بازمی‌گوید. این شبات شبات حزون ("شبات رؤیا") نامیده می‌شود، آخرین شبات از سه هفته پیش از تیشا بی‌آو، و هفتارای آن —اشعیا ۱:۱-۲۷— طبق سنت با آهنگ ایخا خوانده می‌شود.

علیای نخست
دواریم دواریم ۱:۱-۱۰  ·  10 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 1
1אֵלֶּה הַדְּבָרִים, אֲשֶׁר דִּבֶּר מֹשֶׁה אֶל־כָּל־יִשְׂרָאֵל, בְּעֵבֶר, הַיַּרְדֵּן: בַּמִּדְבָּר בָּעֲרָבָה מוֹל סוּף בֵּין־פָּארָן וּבֵין־תֹּפֶל, וְלָבָן וַחֲצֵרֹת--וְדִי זָהָב.اِلِه هَ-دِوَرِم, اشِر دِبِر مُشِ اِل-کُل-ایسرَاِل, بِاِوِر هَ-یَردِن: بَمِدبَر بَارَبَ مُل سُف بِاین-پَرَن اووِاین-تُفِل, وِلَوَن وَخَتسِرُت وِدِ زَهَو.اینها سخنانی است که موشه در آن سوی رود اردن به همه اسرائیل گفت: در بیابان، در عربه، روبروی سوف، میان پاران و توفل، و لابان، و حصیروت، و دی‌ذهب.
2אַחַד עָשָׂר יוֹם, מֵחֹרֵב, דֶּרֶךְ הַר־שֵׂעִיר, עַד קָדֵשׁ בַּרְנֵעַ.اخَد اسَر یُم, مِخُرِو, دِرِخ هَر-سِایر, اد کَدِش بَرنِا.از حورب تا قادش برنیع، از راه کوه سعیر، یازده روز راه است.
3וַיְהִי בְּאַרְבָּעִים שָׁנָה, בְּעַשְׁתֵּי־עָשָׂר חֹדֶשׁ בְּאֶחָד לַחֹדֶשׁ; דִּבֶּר מֹשֶׁה, אֶל־בְּנֵי יִשְׂרָאֵל, כְּכֹל אֲשֶׁר צִוָּה יְהוָה אֹתוֹ, אֲלֵהֶם.وَیِهِ بِاربَایم شَنَه, بِاشتِ-اسَر خُدِش بِاِخَد لَخُدِش; دِبِر مُشِ, اِل-بِنِ ایسرَاِل, کِخُل اشِر تسِوَ ادُنَای اوتُ, الِهِم.و در سال چهلم، در ماه یازدهم، در روز نخست ماه، موشه هر آنچه را که جاودان برای آنان به او فرمان داده بود، به فرزندان اسرائیل گفت.
4אַחֲרֵי הַכֹּתוֹ, אֵת סִיחֹן מֶלֶךְ הָאֱמֹרִי, אֲשֶׁר יוֹשֵׁב, בְּחֶשְׁבּוֹן--וְאֵת, עוֹג מֶלֶךְ הַבָּשָׁן, אֲשֶׁר־יוֹשֵׁב בְּעַשְׁתָּרֹת, בְּאֶדְרֶעִי.اخَرِ هَکُتُ, اِت سِخُن مِلِخ هَاِمُرِ, اشِر یُشِو بِخِشبُن, وِاِت اوگ مِلِخ هَبَشَن, اشِر-یُشِو بِاشتَرُت, بِاِدرِای.پس از آنکه سیحون، پادشاه اموریان را که در حشبون ساکن بود، و عوج، پادشاه باشان را که در عشتاروت در ادرعی ساکن بود، شکست داده بود.
5בְּעֵבֶר הַיַּרְדֵּן, בְּאֶרֶץ מוֹאָב, הוֹאִיל מֹשֶׁה, בֵּאֵר אֶת־הַתּוֹרָה הַזֹּאת לֵאמֹר.بِاِوِر هَیَردِن, بِاِرِتس مُاو, هُایل مُشِ, بِاِر اِت-هَتُرَ هَزُت لِمُر.در آن سوی رود اردن، در سرزمین موآب، موشه به شرح این تورا آغاز کرد و گفت:
6יְהוָה אֱלֹהֵינוּ דִּבֶּר אֵלֵינוּ, בְּחֹרֵב לֵאמֹר: רַב־לָכֶם שֶׁבֶת, בָּהָר הַזֶּה.ادُنَای اِلُهِنُ دِبِر اِلِنُ, بِخُرِو لِمُر: رَو-لَخِم شِوِت, بَهَر هَزِ.جاودان، خدای ما، در حورب با ما سخن گفت و فرمود: 'شما به اندازه کافی در این کوه مانده‌اید.'
7פְּנוּ וּסְעוּ לָכֶם, וּבֹאוּ הַר הָאֱמֹרִי וְאֶל־כָּל־שְׁכֵנָיו, בָּעֲרָבָה בָהָר וּבַשְּׁפֵלָה וּבַנֶּגֶב, וּבְחוֹף הַיָּם--אֶרֶץ הַכְּנַעֲנִי וְהַלְּבָנוֹן, עַד־הַנָּהָר הַגָּדֹל נְהַר־פְּרָת.پِنُ اوسِاو لَخِم, اووُاو هَر هَاِمُرِ وِاِل-کُل-شِخِنَو, بَارَبَ وَهَر اووَشِفِلَه اووَنِگِو, اووِخُف هَیَم اِرِتس هَکِنَانِ وِهَلِوَنُن, اد-هَنَهَر هَگَدُل نِهَر-پِرَت.بازگردید و به راه افتید؛ به سوی کوهستان اموریان و همه همسایگانش، به عربه، به کوهستان، به شفله، به نگب و به کرانه دریا، سرزمین کنعانیان و لبنان، تا رود بزرگ، رود فرات بروید.
8רְאֵה נָתַתִּי לִפְנֵיכֶם, אֶת־הָאָרֶץ; בֹּאוּ, וּרְשׁוּ אֶת־הָאָרֶץ, אֲשֶׁר נִשְׁבַּע יְהוָה לַאֲבֹתֵיכֶם לְאַבְרָהָם לְיִצְחָק וּלְיַעֲקֹב לָתֵת לָהֶם, וּלְזַרְעָם אַחֲרֵיהֶם.رِاِ نَتَتِ لِفنِخِم, اِت-هَارِتس; بُاو, اورِشُ اِت-هَارِتس, اشِر نِشبَ ادُنَای لَاوُتِخِم لِاورَهَم لِیِتسخَک اولِیَاکُو لَتِت لَهِم, اولِزَرام اخَرِهِم.بنگرید، من این سرزمین را پیش روی شما نهاده‌ام؛ درآیید و سرزمینی را که جاودان برای پدرانتان، ابراهیم، یصحاق و یعقوب، سوگند خورد که به آنان و پس از ایشان به فرزندانشان بدهد، به تصرف درآورید.
9וָאֹמַר אֲלֵכֶם, בָּעֵת הַהִוא לֵאמֹר: לֹא־אוּכַל לְבַדִּי, שְׂאֵת אֶתְכֶם.وَاومَر الِخِم, بَاِت هَهِ لِمُر: لُ-اوخَل لِوَدِ, سِاِت اِتخِم.و در آن زمان به شما گفتم: 'من به تنهایی نمی‌توانم شما را تحمل کنم.'
10יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם, הִרְבָּה אֶתְכֶם; וְהִנְּכֶם הַיּוֹם, כְּכוֹכְבֵי הַשָּׁמַיִם לָרֹב.ادُنَای اِلُهِخِم, هِربَه اِتخِم; وِهِنخِم هَیُم, کِخُخوِ هَشَمَیِم لَرُو.جاودان، خدای شما، شما را افزون کرده است، و اینک امروز شما همچون ستارگان آسمان بسیارید.
علیای دوم
دواریم دواریم ۱:۱۱-۲۱  ·  11 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 1
11יְהוָה אֱלֹהֵי אֲבוֹתֵכֶם, יֹסֵף עֲלֵיכֶם כָּכֶם--אֶלֶף פְּעָמִים; וִיבָרֵךְ אֶתְכֶם, כַּאֲשֶׁר דִּבֶּר לָכֶם.ادُنَای اِلُهِ اوُتِخِم, یُسِف الِخِم کَخِم اِلِف پِامِم; وِوَرِخ اِتخِم, کَاشِر دِبِر لَخِم.باشد که جاودان، خدای پدرانتان، شما را هزار برابر آنچه هستید بیفزاید و شما را چنانکه به شما وعده داده است، برکت دهد.
12אֵיכָה אֶשָּׂא, לְבַדִּי, טָרְחֲכֶם וּמַשַּׂאֲכֶם, וְרִיבְכֶם.اِایخَه اِسسَ, لِوَدِ, تُرخَخِم اومَسسَاخِم, وِرِوخِم.من چگونه به تنهایی می‌توانم بار شما، سنگینی شما و ستیزهای شما را تحمل کنم؟
13הָבוּ לָכֶם אֲנָשִׁים חֲכָמִים וּנְבֹנִים, וִידֻעִים--לְשִׁבְטֵיכֶם; וַאֲשִׂימֵם, בְּרָאשֵׁיכֶם.هَوُ لَخِم انَشِم خَخَمِم اونِوُنِم, وِدُایم لِشِوتِخِم; وَاسِمِم, بِرَشِخِم.برای خود مردانی خردمند، فهیم و شناخته‌شده بر حسب قبیله‌هایتان برگزینید، و من آنان را بر شما سرور خواهم گماشت.
14וַתַּעֲנוּ, אֹתִי; וַתֹּאמְרוּ, טוֹב־הַדָּבָר אֲשֶׁר־דִּבַּרְתָּ לַעֲשׂוֹת.وَتَانُ اوتِ; وَتُمِرُ, تُو-هَدَوَر اشِر-دِبَرتَ لَاسُت.و شما در پاسخ من گفتید: 'کاری که گفتی انجام دهیم نیکوست.'
15וָאֶקַּח אֶת־רָאשֵׁי שִׁבְטֵיכֶם, אֲנָשִׁים חֲכָמִים וִידֻעִים, וָאֶתֵּן אוֹתָם רָאשִׁים, עֲלֵיכֶם: שָׂרֵי אֲלָפִים וְשָׂרֵי מֵאוֹת, וְשָׂרֵי חֲמִשִּׁים וְשָׂרֵי עֲשָׂרֹת, וְשֹׁטְרִים, לְשִׁבְטֵיכֶם.وَاِکَخ اِت-رَشِ شِوتِخِم, انَشِم خَخَمِم وِدُایم, وَاِتِن اوتَم رَشِم الِخِم: سَرِ الَفِم وِسَرِ مِاوت, وِسَرِ خَمِشِم وِسَرِ اسسَرُت, وِشُترِم لِشِوتِخِم.و من سروران قبیله‌هایتان را، مردانی خردمند و شناخته‌شده، برگرفتم و آنان را بر شما سرور گماشتم: سرداران هزار، سرداران صد، سرداران پنجاه، سرداران ده، و مباشران برای قبیله‌هایتان.
16וָאֲצַוֶּה, אֶת־שֹׁפְטֵיכֶם, בָּעֵת הַהִוא, לֵאמֹר: שָׁמֹעַ בֵּין־אֲחֵיכֶם וּשְׁפַטְתֶּם צֶדֶק, בֵּין־אִישׁ וּבֵין־אָחִיו וּבֵין גֵּרוֹ.وَاتسَوِه, اِت-شُفتِخِم, بَاِت هَهِ, لِمُر: شَمُا بِن-اخِخِم اوشفَتتِم تسِدِک, بِن-ایش اووِن اخِو اووِن گُاِررُ.و در آن زمان به داورانتان فرمان دادم و گفتم: 'دعاوی میان برادرانتان را بشنوید و میان مردی و برادرش و غریبی که با اوست، به عدالت داوری کنید.'
17לֹא־תַכִּירוּ פָנִים בַּמִּשְׁפָּט, כַּקָּטֹן כַּגָּדֹל תִּשְׁמָעוּן--לֹא תָגוּרוּ מִפְּנֵי־אִישׁ, כִּי הַמִּשְׁפָּט לֵאלֹהִים הוּא; וְהַדָּבָר אֲשֶׁר יִקְשֶׁה מִכֶּם, תַּקְרִבוּן אֵלַי וּשְׁמַעְתִּיו.لُ-تَکِرُ فَنِم بَمِشپَت, کَکَتُن کَگَدُل تِشمِاون; لُ تَگُرُ مِپِنِ ایش, کِ هَمِشپَت لِلُهِم هُ; وِهَدَوَر اشِر یِکشِ مِکِم, تَکرِوُن اِلَای اوشمَتِو.در داوری از کسی جانبداری نکنید؛ کوچک را همچون بزرگ بشنوید؛ از هیچ‌کس نترسید، زیرا داوری از آن خداست. و کاری که برای شما بسیار دشوار است، نزد من آورید تا آن را بشنوم.
18וָאֲצַוֶּה אֶתְכֶם, בָּעֵת הַהִוא, אֵת כָּל־הַדְּבָרִים, אֲשֶׁר תַּעֲשׂוּן.وَاتسَوِه اِتخِم, بَاِت هَهِ, اِت کُل-هَدِوَرِم, اشِر تَاسسُن.و در آن زمان هر آنچه را باید انجام می‌دادید به شما فرمان دادم.
19וַנִּסַּע מֵחֹרֵב, וַנֵּלֶךְ אֵת כָּל־הַמִּדְבָּר הַגָּדוֹל וְהַנּוֹרָא הַהוּא אֲשֶׁר רְאִיתֶם דֶּרֶךְ הַר הָאֱמֹרִי, כַּאֲשֶׁר צִוָּה יְהוָה אֱלֹהֵינוּ, אֹתָנוּ; וַנָּבֹא, עַד קָדֵשׁ בַּרְנֵעַ.وَنِسسَ مِخُرِو, وَنِلِخ اِت کُل-هَمِدبَر هَگَدُل وِهَنُرَ هَهُ اشِر رِایتِم دِرِخ هَر هَاِمُرِ, کَاشِر تسِوَ ادُنَای اِلُهِنُ اوتَنُ; وَنَوُ, اد کَدِش بَرنِا.از حورب کوچ کردیم و از راه کوهستان اموریان از میان آن بیابان بزرگ و هراس‌انگیز که دیدید گذشتیم، چنانکه جاودان، خدای ما، به ما فرمان داده بود، و به قادش برنیع رسیدیم.
20וָאֹמַר, אֲלֵכֶם: בָּאתֶם עַד־הַר הָאֱמֹרִי, אֲשֶׁר־יְהוָה אֱלֹהֵינוּ נֹתֵן לָנוּ.وَاومَر, الِخِم: بَتِم اد-هَر هَاِمُرِ, اشِر-ادُنَای اِلُهِنُ نُتِن لَنُ.و به شما گفتم: 'به کوهستان اموریان که جاودان، خدای ما، به ما می‌دهد، رسیدید.'
21רְאֵה נָתַן יְהוָה אֱלֹהֶיךָ, לְפָנֶיךָ--אֶת־הָאָרֶץ: עֲלֵה רֵשׁ, כַּאֲשֶׁר דִּבֶּר יְהוָה אֱלֹהֵי אֲבֹתֶיךָ לָךְ--אַל־תִּירָא, וְאַל־תֵּחָת.رِاِ نَتَن ادُنَای اِلُهِخَ, لِفَنِخَ اِت-هَارِتس; الِه رِش, کَاشِر دِبِر ادُنَای اِلُهِ اوُتِخَ لَخ; ال-تِرَ, وِال-تِخَت.بنگر، جاودان، خدای تو، این سرزمین را پیش روی تو نهاده است؛ برآی و آن را به تصرف درآور، چنانکه جاودان، خدای پدرانت، به تو گفته است؛ مترس و دلسرد مشو.
علیای سوم
دواریم دواریم ۱:۲۲-۳۸  ·  17 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 1
22וַתִּקְרְבוּן אֵלַי, כֻּלְּכֶם, וַתֹּאמְרוּ נִשְׁלְחָה אֲנָשִׁים לְפָנֵינוּ, וְיַחְפְּרוּ־לָנוּ אֶת־הָאָרֶץ; וְיָשִׁבוּ אֹתָנוּ, דָּבָר--אֶת־הַדֶּרֶךְ אֲשֶׁר נַעֲלֶה־בָּהּ, וְאֵת הֶעָרִים אֲשֶׁר נָבֹא אֲלֵיהֶן.وَتِکرِوُن اِلَای, کُلِخِم, وَتُمِرُ نِشلِخَه انَشِم لِفَنِنُ, وِیَخپِرُ-لَنُ اِت-هَارِتس; وِیَشِوُ اوتَنُ دَوَر; اِت-هَدِرِخ اشِر نَالِه-بَه, وِاِت هِارِم اشِر نَوُ الِهِن.آنگاه همه شما نزد من آمدید و گفتید: 'مردانی پیشاپیش خود بفرستیم تا سرزمین را برای ما بکاوند و از راهی که باید بالا رویم و از شهرهایی که به آن خواهیم رسید، برای ما خبر آورند.'
23וַיִּיטַב בְּעֵינַי, הַדָּבָר; וָאֶקַּח מִכֶּם שְׁנֵים עָשָׂר אֲנָשִׁים, אִישׁ אֶחָד לַשָּׁבֶט.وَیِتَو بِاِنیَای, هَدَوَر; وَاِکَخ مِکِم شنِایم اسسَر انَشِم, ایش اِخَد لَشَوِت.و این کار در نظرم نیکو آمد، و از میان شما دوازده مرد، از هر قبیله یک تن، برگرفتم.
24וַיִּפְנוּ וַיַּעֲלוּ הָהָרָה, וַיָּבֹאוּ עַד־נַחַל אֶשְׁכֹּל; וַיְרַגְּלוּ, אֹתָהּ.وَیِفنُ وَیَالُ هَهَرَه, وَیَوُاو اد-نَخَل اِشکُل; وَیِرَگُاِلُ, اوتَه.و آنان بازگشتند و به کوهستان برآمدند و تا وادی اشکول رسیدند و آن را کاویدند.
25וַיִּקְחוּ בְיָדָם מִפְּרִי הָאָרֶץ, וַיּוֹרִדוּ אֵלֵינוּ; וַיָּשִׁבוּ אֹתָנוּ דָבָר, וַיֹּאמְרוּ, טוֹבָה הָאָרֶץ, אֲשֶׁר־יְהוָה אֱלֹהֵינוּ נֹתֵן לָנוּ.وَیِکخُ وِیَدَم مِپرِ هَارِتس, وَیُرِدُ اِلِنُ; وَیَشِوُ اوتَنُ دَوَر, وَیُمِرُ, تُوَه هَارِتس, اشِر-ادُنَای اِلُهِنُ نُتِن لَنُ.از میوه سرزمین به دست خود گرفتند و نزد ما آوردند و به ما خبر داده گفتند: 'سرزمینی که جاودان، خدای ما، به ما می‌دهد نیکوست.'
26וְלֹא אֲבִיתֶם, לַעֲלֹת; וַתַּמְרוּ, אֶת־פִּי יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם.وِلُ اوِتِم, لَالُت; وَتَمرُ, اِت-پِ ادُنَای اِلُهِخِم.اما شما نخواستید برآیید و بر فرمان جاودان، خدای خود، سرکشی کردید.
27וַתֵּרָגְנוּ בְאָהֳלֵיכֶם, וַתֹּאמְרוּ, בְּשִׂנְאַת יְהוָה אֹתָנוּ, הוֹצִיאָנוּ מֵאֶרֶץ מִצְרָיִם--לָתֵת אֹתָנוּ בְּיַד הָאֱמֹרִי, לְהַשְׁמִידֵנוּ.وَتِرَگُاِنُ وِاهُلِخِم, وَتُمِرُ, بِسِنات ادُنَای اوتَنُ, هُتسِانُ مِاِرِتس مِتسرَیِم, لَتِت اوتَنُ بِیَد هَاِمُرِ, لِهَشمِدِنُ.و در خیمه‌های خود نالیدید و گفتید: 'از سر دشمنی، جاودان ما را از سرزمین مصر بیرون آورد تا ما را به دست اموریان بسپارد و نابودمان کند.'
28אָנָה אֲנַחְנוּ עֹלִים, אַחֵינוּ הֵמַסּוּ אֶת־לְבָבֵנוּ לֵאמֹר עַם גָּדוֹל וָרָם מִמֶּנּוּ, עָרִים גְּדֹלֹת וּבְצוּרֹת, בַּשָּׁמָיִם; וְגַם־בְּנֵי עֲנָקִים, רָאִינוּ שָׁם.انَه انَخنُ اولِم, اخِنُ هِمَسسُ اِت-لِوَوِنُ لِمُر, ام گَدُل وَرَم مِمِنُ, ارِم گُاِدُلُت اووِتسُرُت بَشَمَیِم; وِگَم-بِنِ انَکِم رَاینُ شَم.کجا برآییم؟ برادران ما دل ما را آب کردند و گفتند: قومی بزرگ‌تر و بلندقامت‌تر از ما، شهرهایی بزرگ و تا آسمان حصاردار، و افزون بر این، فرزندان عناقیان را نیز در آنجا دیدیم.
29וָאֹמַר, אֲלֵכֶם: לֹא־תַעַרְצוּן וְלֹא־תִירְאוּן, מֵהֶם.وَاومَر, الِخِم: لُ-تَارتسُن وِلُ-تِراون, مِهِم.و به شما گفتم: 'مهراسید و از آنان نترسید.'
30יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם הַהֹלֵךְ לִפְנֵיכֶם, הוּא יִלָּחֵם לָכֶם: כְּכֹל אֲשֶׁר עָשָׂה אִתְּכֶם, בְּמִצְרַיִם--לְעֵינֵיכֶם.ادُنَای اِلُهِخِم هَهُلِخ لِفنِخِم, هُ یِلَخِم لَخِم; کِخُل اشِر اسسَه ایتخِم, بِمِتسرَیِم, لِاِنِخِم.جاودان، خدای شما، که پیشاپیش شما می‌رود، خود برای شما خواهد جنگید، چنانکه در مصر پیش چشمان شما برایتان کرد؛
31וּבַמִּדְבָּר, אֲשֶׁר רָאִיתָ, אֲשֶׁר נְשָׂאֲךָ יְהוָה אֱלֹהֶיךָ, כַּאֲשֶׁר יִשָּׂא־אִישׁ אֶת־בְּנוֹ--בְּכָל־הַדֶּרֶךְ אֲשֶׁר הֲלַכְתֶּם, עַד־בֹּאֲכֶם עַד־הַמָּקוֹם הַזֶּה.اووَمِدبَر, اشِر رَایتَ, اشِر نِسسَاخَ ادُنَای اِلُهِخَ, کَاشِر یِسَ-ایش اِت-بِنُ, بِخُل-هَدِرِخ اشِر هَلَختِم, اد-بُاخِم اد-هَمَکُم هَزِ.و در بیابان، جایی که دیدی چگونه جاودان، خدای تو، تو را حمل کرد، چنانکه مردی فرزند خود را حمل می‌کند، در تمام راهی که رفتید تا به این مکان رسیدید.
32וּבַדָּבָר, הַזֶּה--אֵינְכֶם, מַאֲמִינִם, בַּיהוָה, אֱלֹהֵיכֶם.اووَدَوَر, هَزِ; اِنخِم, مَامِنِم, بَادُنَای, اِلُهِخِم.و با همه این، به جاودان، خدای خود، اعتماد نکردید،
33הַהֹלֵךְ לִפְנֵיכֶם בַּדֶּרֶךְ, לָתוּר לָכֶם מָקוֹם--לַחֲנֹתְכֶם: בָּאֵשׁ לַיְלָה, לַרְאֹתְכֶם בַּדֶּרֶךְ אֲשֶׁר תֵּלְכוּ־בָהּ, וּבֶעָנָן, יוֹמָם.هَهُلِخ لِفنِخِم بَدِرِخ, لَتُر لَخِم مَکُم, لَخَنُتخِم; بَاِش لَیلَه, لَراوتخِم بَدِرِخ اشِر تِلخُ-وَه, اووِانَن یُمَم.که پیشاپیش شما در راه می‌رفت تا برایتان جایی برای اردو زدن بیابد: شب هنگام در آتش تا راهی را که باید بروید به شما نشان دهد، و روز هنگام در ابر.
34וַיִּשְׁמַע יְהוָה, אֶת־קוֹל דִּבְרֵיכֶם; וַיִּקְצֹף, וַיִּשָּׁבַע לֵאמֹר.وَیِشمَ ادُنَای, اِت-کُل دِورِخِم; وَیِکتسُف, وَیِشَوَ لِمُر.و جاودان صدای سخنان شما را شنید و خشمگین شد و سوگند خورد و گفت:
35אִם־יִרְאֶה אִישׁ בָּאֲנָשִׁים הָאֵלֶּה, הַדּוֹר הָרָע הַזֶּה--אֵת, הָאָרֶץ הַטּוֹבָה, אֲשֶׁר נִשְׁבַּעְתִּי, לָתֵת לַאֲבֹתֵיכֶם.ایم-یِراِه ایش بَانَشِم هَاِلِه, هَدُر هَرَ هَزِ, اِت هَارِتس هَتُوَه, اشِر نِشبَتِ, لَتِت لَاوُتِخِم.'هیچ‌یک از این مردان، از این نسل شریر، سرزمین نیکویی را که سوگند خوردم به پدرانتان بدهم، نخواهد دید،'
36זוּלָתִי כָּלֵב בֶּן־יְפֻנֶּה, הוּא יִרְאֶנָּה, וְלוֹ־אֶתֵּן אֶת־הָאָרֶץ אֲשֶׁר דָּרַךְ־בָּהּ, וּלְבָנָיו--יַעַן, אֲשֶׁר מִלֵּא אַחֲרֵי יְהוָה.زُلَتِ کَلِو بِن-یِفُنِه, هُ یِراِنَه, وِلُ-اِتِن اِت-هَارِتس اشِر دَرَخ-بَه, اولِوَنَو; یَان اشِر مِلِ اخَرِ ادُنَای.جز کالب، پسر یفنه؛ او آن را خواهد دید، و سرزمینی را که بر آن گام نهاد، به او و فرزندانش خواهم داد، زیرا او به تمامی از جاودان پیروی کرد.
37גַּם־בִּי הִתְאַנַּף יְהוָה, בִּגְלַלְכֶם לֵאמֹר: גַּם־אַתָּה, לֹא־תָבֹא שָׁם.گَم-بِ هِتانَف ادُنَای, بِگلَلخِم لِمُر: گَم-اتَه, لُ-تَوُ شَم.بر من نیز به سبب شما جاودان خشمگین شد و گفت: 'تو نیز به آنجا داخل نخواهی شد.'
38יְהוֹשֻׁעַ בִּן־נוּן הָעֹמֵד לְפָנֶיךָ, הוּא יָבֹא שָׁמָּה; אֹתוֹ חַזֵּק, כִּי־הוּא יַנְחִלֶנָּה אֶת־יִשְׂרָאֵל.یِهُشُا بِن-نُن هَاومِد لِفَنِخَ, هُ یَوُ شَمَه; اوتُ خَزِک, کِ-هُ یَنخِلِنَه اِت-ایسرَاِل.یهوشوع، پسر نون، که پیش روی تو ایستاده، او به آنجا داخل خواهد شد؛ او را نیرو ده، زیرا او اسرائیل را وارث آن خواهد کرد.
علیای چهارم
دواریم دواریم ۱:۳۹-۲:۱  ·  9 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 1
39וְטַפְּכֶם אֲשֶׁר אֲמַרְתֶּם לָבַז יִהְיֶה, וּבְנֵיכֶם אֲשֶׁר לֹא־יָדְעוּ הַיּוֹם טוֹב וָרָע--הֵמָּה, יָבֹאוּ שָׁמָּה; וְלָהֶם אֶתְּנֶנָּה, וְהֵם יִירָשׁוּהָ.وِتَپِخِم اشِر امَرتِم لَوَز یِهیِه, اووِنِخِم اشِر لُ-یَداو هَیُم تُو وَرَه, هِمَه یَوُاو شَمَه; وِلَهِم اِتنِنَه, وِهِم یِرَشُهَ.'و فرزندان خردسال شما که گفتید به غارت خواهند رفت، و پسرانتان که امروز نیک و بد را نمی‌دانند، آنان به آنجا داخل خواهند شد؛ آن را به ایشان خواهم داد، و آن را به تصرف خواهند درآورد.'
40וְאַתֶּם, פְּנוּ לָכֶם; וּסְעוּ הַמִּדְבָּרָה, דֶּרֶךְ יַם־סוּף.وِاتِم, پِنُ لَخِم; اوسِاو هَمِدبَرَه, دِرِخ یَم-سُف.'و شما بازگردید و از راه دریای سرخ به سوی بیابان کوچ کنید.'
41וַתַּעֲנוּ וַתֹּאמְרוּ אֵלַי, חָטָאנוּ לַיהוָה--אֲנַחְנוּ נַעֲלֶה וְנִלְחַמְנוּ, כְּכֹל אֲשֶׁר־צִוָּנוּ יְהוָה אֱלֹהֵינוּ; וַתַּחְגְּרוּ, אִישׁ אֶת־כְּלֵי מִלְחַמְתּוֹ, וַתָּהִינוּ, לַעֲלֹת הָהָרָה.وَتَانُ وَتُمِرُ اِلَای, خَتَنُ لَادُنَای; انَخنُ نَالِه وِننِلخَمنُ, کِخُل اشِر-تسِوَنُ ادُنَای اِلُهِنُ; وَتَخگرُ, ایش اِت-کِلِ مِلخَمتُ, وَتَهِنُ, لَالُت هَهَرَه.شما پاسخ داده به من گفتید: 'ما بر جاودان گناه کردیم؛ برخواهیم آمد و خواهیم جنگید، چنانکه جاودان، خدای ما، به ما فرمان داده است.' و هر یک از شما جنگ‌افزار خود را بربست و جرأت کردید به کوهستان برآیید.
42וַיֹּאמֶר יְהוָה אֵלַי, אֱמֹר לָהֶם לֹא תַעֲלוּ וְלֹא־תִלָּחֲמוּ--כִּי אֵינֶנִּי, בְּקִרְבְּכֶם; וְלֹא, תִּנָּגְפוּ, לִפְנֵי, אֹיְבֵיכֶם.وَیُمِر ادُنَای اِلَای, اِمُر لَهِم لُ تَالُ وِلُ-تِلَخَمُ; کِ اِنِنِ بِکِربِخِم; وِلُ, تِنَگُاِفُ, لِفنِ, اویِوِخِم.و جاودان به من گفت: 'به آنان بگو: برنیایید و مجنگید، زیرا من در میان شما نیستم؛ مبادا پیش دشمنانتان شکست بخورید.'
43וָאֲדַבֵּר אֲלֵיכֶם, וְלֹא שְׁמַעְתֶּם; וַתַּמְרוּ אֶת־פִּי יְהוָה, וַתָּזִדוּ וַתַּעֲלוּ הָהָרָה.وَادَبِر الِخِم, وِلُ شمَتِم; وَتَمرُ اِت-پِ ادُنَای, وَتَزِدُ وَتَالُ هَهَرَه.به شما گفتم، اما نشنیدید؛ بر فرمان جاودان سرکشی کردید و با گستاخی به کوهستان برآمدید.
44וַיֵּצֵא הָאֱמֹרִי הַיֹּשֵׁב בָּהָר הַהוּא, לִקְרַאתְכֶם, וַיִּרְדְּפוּ אֶתְכֶם, כַּאֲשֶׁר תַּעֲשֶׂינָה הַדְּבֹרִים; וַיַּכְּתוּ אֶתְכֶם בְּשֵׂעִיר, עַד־חָרְמָה.وَیِتسِ هَاِمُرِ هَیُشِو بَهَر هَهُ, لِکرَتخِم, وَیِردِفُ اِتخِم, کَاشِر تَاسِنَه هَدِوُرِم; وَیَکتُ اِتخِم بِسِایر, اد-خُرمَه.و اموریانی که در آن کوهستان ساکن بودند به مقابله شما بیرون آمدند و همچون زنبوران شما را تعقیب کردند و شما را در سعیر تا حرمه شکست دادند.
45וַתָּשֻׁבוּ וַתִּבְכּוּ, לִפְנֵי יְהוָה; וְלֹא־שָׁמַע יְהוָה בְּקֹלְכֶם, וְלֹא הֶאֱזִין אֲלֵיכֶם.وَتَشُوُ وَتِوکُ, لِفنِ ادُنَای; وِلُ-شَمَ ادُنَای بِکُلخِم, وِلُ هِاِزِن الِخِم.و بازگشتید و در پیشگاه جاودان گریستید، اما جاودان صدای شما را نشنید و گوش به شما نداد.
46וַתֵּשְׁבוּ בְקָדֵשׁ, יָמִים רַבִּים, כַּיָּמִים, אֲשֶׁר יְשַׁבְתֶּם.وَتِشوُ وِکَدِش, یَمِم رَبِم, کَیَمِم, اشِر یِشَوتِم.و در قادش روزهای بسیار ماندید، به همان اندازه روزهایی که در آنجا اقامت داشتید.
دواریم — فصل 2
1וַנֵּפֶן וַנִּסַּע הַמִּדְבָּרָה, דֶּרֶךְ יַם־סוּף, כַּאֲשֶׁר דִּבֶּר יְהוָה, אֵלָי; וַנָּסָב אֶת־הַר־שֵׂעִיר, יָמִים רַבִּים.وَنِفِن وَنِسسَ هَمِدبَرَه, دِرِخ یَم-سُف, کَاشِر دِبِر ادُنَای, اِلَای; وَنَسسُو اِت-هَر-سِایر, یَمِم رَبِم.و بازگشتیم و از راه دریای سرخ به سوی بیابان کوچ کردیم، چنانکه جاودان به من گفته بود؛ و روزهای بسیار گرد کوه سعیر گشتیم.
علیای پنجم
دواریم دواریم ۲:۲-۳۰  ·  29 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 2
2וַיֹּאמֶר יְהוָה, אֵלַי לֵאמֹר.وَیُمِر ادُنَای, اِلَای لِمُر.و جاودان با من سخن گفت و فرمود:
3רַב־לָכֶם, סֹב אֶת־הָהָר הַזֶּה; פְּנוּ לָכֶם, צָפֹנָה.رَو-لَخِم, سُو اِت-هَهَر هَزِ; پِنُ لَخِم, تسَفُنَه.'به اندازه کافی گرد این کوه گشته‌اید؛ به سوی شمال بازگردید.'
4וְאֶת־הָעָם, צַו לֵאמֹר, אַתֶּם עֹבְרִים בִּגְבוּל אֲחֵיכֶם בְּנֵי־עֵשָׂו, הַיֹּשְׁבִים בְּשֵׂעִיר; וְיִירְאוּ מִכֶּם, וְנִשְׁמַרְתֶּם מְאֹד.وِاِت-هَام, تسَو لِمُر, اتِم اوورِم بِگوُل اخِخِم بِنِ-اِسسَو, هَیُشوِم بِسِایر; وِیِراو مِکِم, وِنِشمَرتِم مِاود.و به قوم فرمان بده و بگو: از سرزمین برادرانتان، فرزندان عیسو که در سعیر ساکن‌اند، خواهید گذشت؛ آنان از شما خواهند ترسید، پس بسیار محتاط باشید.
5אַל־תִּתְגָּרוּ בָם--כִּי לֹא־אֶתֵּן לָכֶם מֵאַרְצָם, עַד מִדְרַךְ כַּף־רָגֶל: כִּי־יְרֻשָּׁה לְעֵשָׂו, נָתַתִּי אֶת־הַר שֵׂעִיר.ال-تِتگَرُ وَم; کِ لُ-اِتِن لَخِم مِارتسَم, اد مِدرَخ کَف-رَگِل; کِ-یِرُشَه لِاِسسَو, نَتَتِ اِت-هَر سِایر.آنان را برمینگیزانید، زیرا از سرزمینشان حتی به اندازه کف پایی به شما نخواهم داد، زیرا کوه سعیر را به عیسو به تصرف داده‌ام.
6אֹכֶל תִּשְׁבְּרוּ מֵאִתָּם בַּכֶּסֶף, וַאֲכַלְתֶּם; וְגַם־מַיִם תִּכְרוּ מֵאִתָּם, בַּכֶּסֶף--וּשְׁתִיתֶם.اوخِل تِشبِرُ مِایتَم بَکِسِف, وَاخَلتِم; وِگَم-مَیِم تِخرُ مِایتَم, بَکِسِف اوشتِتِم.خوراک را با پول از آنان بخرید و بخورید؛ و آب را نیز با پول از آنان بخرید و بنوشید.
7כִּי יְהוָה אֱלֹהֶיךָ בֵּרַכְךָ, בְּכֹל מַעֲשֵׂה יָדֶךָ--יָדַע לֶכְתְּךָ, אֶת־הַמִּדְבָּר הַגָּדֹל הַזֶּה: זֶה אַרְבָּעִים שָׁנָה, יְהוָה אֱלֹהֶיךָ עִמָּךְ--לֹא חָסַרְתָּ, דָּבָר.کِ ادُنَای اِلُهِخَ بِرَخخَ, بِخُل مَاسسِ یَدِخَ; یَدَ لِختِخَ, اِت-هَمِدبَر هَگَدُل هَزِ; زِه اربَایم شَنَه, ادُنَای اِلُهِخَ ایمَخ, لُ خَسَرتَه دَوَر.زیرا جاودان، خدای تو، تو را در هر کار دستانت برکت داده است؛ او راه رفتن تو را در این بیابان بزرگ می‌داند: این چهل سال جاودان، خدای تو، با تو بوده است؛ چیزی برایت کم نشده است.
8וַנַּעֲבֹר מֵאֵת אַחֵינוּ בְנֵי־עֵשָׂו, הַיֹּשְׁבִים בְּשֵׂעִיר, מִדֶּרֶךְ הָעֲרָבָה, מֵאֵילַת וּמֵעֶצְיֹן גָּבֶר; וַנֵּפֶן, וַנַּעֲבֹר, דֶּרֶךְ, מִדְבַּר מוֹאָב.وَنَاوُر مِاِت اخِنُ وِنِ-اِسسَو, هَیُشوِم بِسِایر, مِدِرِخ هَارَبَه, مِاِلَت اومِاِتسیُن گَوِر; وَنِفِن, وَنَاوُر, دِرِخ, مِدبَر مُاو.و از کنار برادرانمان، فرزندان عیسو که در سعیر ساکن‌اند، از راه عربه، از ایلات و از عصیون‌گابر گذشتیم؛ و بازگشتیم و از راه بیابان موآب رفتیم.
9וַיֹּאמֶר יְהוָה אֵלַי, אַל־תָּצַר אֶת־מוֹאָב, וְאַל־תִּתְגָּר בָּם, מִלְחָמָה: כִּי לֹא־אֶתֵּן לְךָ מֵאַרְצוֹ, יְרֻשָּׁה--כִּי לִבְנֵי־לוֹט, נָתַתִּי אֶת־עָר יְרֻשָּׁה.وَیُمِر ادُنَای اِلَای, ال-تَتسَر اِت-مُاو, وِال-تِتگَر بَم مِلخَمَه; کِ لُ-اِتِن لِخَ مِارتسُ, یِرُشَه; کِ لِونِ-لُت, نَتَتِ اِت-ار یِرُشَه.و جاودان به من گفت: 'موآب را میازار و با آنان جنگ میاغاز، زیرا از سرزمین آنان چیزی به تو نخواهم داد، زیرا عار را به فرزندان لوط به تصرف داده‌ام.'
10הָאֵמִים לְפָנִים, יָשְׁבוּ בָהּ--עַם גָּדוֹל וְרַב וָרָם, כָּעֲנָקִים.هَاِمِم لِفَنِم, یَشوُ وَه; ام گَدُل وِرَو وَرَم, کَانَکِم.پیش از این، امیان در آنجا ساکن بودند، قومی بزرگ، بسیار و بلندقامت همچون عناقیان.
11רְפָאִים יֵחָשְׁבוּ אַף־הֵם, כָּעֲנָקִים; וְהַמֹּאָבִים, יִקְרְאוּ לָהֶם אֵמִים.رِفَایم یِخَشوُ اف-هِم, کَانَکِم; وِهَمُاوِم, یِکرِاو لَهِم اِمِم.آنان نیز همچون عناقیان رفائیان به شمار می‌آیند؛ اما موآبیان آنان را امیان می‌نامند.
12וּבְשֵׂעִיר יָשְׁבוּ הַחֹרִים, לְפָנִים, וּבְנֵי עֵשָׂו יִירָשׁוּם וַיַּשְׁמִידוּם מִפְּנֵיהֶם, וַיֵּשְׁבוּ תַּחְתָּם: כַּאֲשֶׁר עָשָׂה יִשְׂרָאֵל, לְאֶרֶץ יְרֻשָּׁתוֹ, אֲשֶׁר־נָתַן יְהוָה, לָהֶם.اووِسِایر یَشوُ هَخُرِم, لِفَنِم, اووِنِ اِسسَو یِرَشُم وَیَشمِدُم مِپِنِهِم, وَیِشوُ تَختَم; کَاشِر اسسَه ایسرَاِل, لِاِرِتس یِرُشَتُ, اشِر-نَتَن ادُنَای, لَهِم.و در سعیر پیش از این حوریان ساکن بودند، و فرزندان عیسو آنان را بیرون رانده و از پیش روی خود نابود کردند و به جای آنان ساکن شدند، چنانکه اسرائیل با سرزمین ملک خود که جاودان به او داد، کرد.
13עַתָּה, קֻמוּ וְעִבְרוּ לָכֶם--אֶת־נַחַל זָרֶד; וַנַּעֲבֹר, אֶת־נַחַל זָרֶד.اتَه, کُمُ وِایورُ لَخِم اِت-نَخَل زَرد; وَنَاوُر, اِت-نَخَل زَرد.'اینک برخیزید و از وادی زرد بگذرید.' و از وادی زرد گذشتیم.
14וְהַיָּמִים אֲשֶׁר־הָלַכְנוּ מִקָּדֵשׁ בַּרְנֵעַ, עַד אֲשֶׁר־עָבַרְנוּ אֶת־נַחַל זֶרֶד, שְׁלֹשִׁים וּשְׁמֹנֶה, שָׁנָה--עַד־תֹּם כָּל־הַדּוֹר אַנְשֵׁי הַמִּלְחָמָה, מִקֶּרֶב הַמַּחֲנֶה, כַּאֲשֶׁר נִשְׁבַּע יְהוָה, לָהֶם.وِهَیَمِم اشِر-هَلَخنُ مِکَدِش بَرنِا, اد اشِر-اوَرنُ اِت-نَخَل زِرِد, شلُشِم اوشمُنِه شَنَ; اد-تُم کُل-هَدُر انشِ هَمِلخَمَه, مِکِرِو هَمَخَنِه, کَاشِر نِشبَ ادُنَای, لَهِم.و روزهایی که از قادش برنیع تا گذشتن از وادی زرد رفتیم، سی و هشت سال بود، تا آنکه تمام آن نسل جنگاوران از میان اردوگاه نابود شد، چنانکه جاودان برای آنان سوگند خورده بود.
15וְגַם יַד־יְהוָה הָיְתָה בָּם, לְהֻמָּם מִקֶּרֶב הַמַּחֲנֶה, עַד, תֻּמָּם.وِگَم یَد-ادُنَای هَیتَه بَم, لِهُمَم مِکِرِو هَمَخَنِه, اد, تُمَم.و دست جاودان نیز بر ضد آنان بود تا آنان را از میان اردوگاه نابود کند، تا آنکه نابود شدند.
16וַיְהִי כַאֲשֶׁר־תַּמּוּ כָּל־אַנְשֵׁי הַמִּלְחָמָה, לָמוּת--מִקֶּרֶב הָעָם.وَیِهِ کَاشِر-تَمُ کُل-انشِ هَمِلخَمَه, لَمُت مِکِرِو هَام.و چون همه جنگاوران از میان قوم مردند،
17וַיְדַבֵּר יְהוָה, אֵלַי לֵאמֹר.وَیِدَبِر ادُنَای, اِلَای لِمُر.جاودان با من سخن گفت و فرمود:
18אַתָּה עֹבֵר הַיּוֹם אֶת־גְּבוּל מוֹאָב, אֶת־עָר.اتَه اووِر هَیُم اِت-گُاِوُل مُاو, اِت-ار.'تو امروز از مرز موآب، از کنار عار می‌گذری.'
19וְקָרַבְתָּ, מוּל בְּנֵי עַמּוֹן--אַל־תְּצֻרֵם, וְאַל־תִּתְגָּר בָּם: כִּי לֹא־אֶתֵּן מֵאֶרֶץ בְּנֵי־עַמּוֹן לְךָ, יְרֻשָּׁה--כִּי לִבְנֵי־לוֹט, נְתַתִּיהָ יְרֻשָּׁה.وِکَرَوتَ, مُل بِنِ امُن; ال-تِتسُرِم, وِال-تِتگَر بَم; کِ لُ-اِتِن مِاِرِتس بِنِ-امُن لِخَ, یِرُشَه; کِ لِونِ-لُت, نِتَتِهَ یِرُشَه.و به فرزندان عمون نزدیک خواهی شد؛ آنان را میازار و با آنان جنگ میاغاز، زیرا از سرزمین فرزندان عمون چیزی به تو نخواهم داد، زیرا آن را به فرزندان لوط به تصرف داده‌ام.
20אֶרֶץ־רְפָאִים תֵּחָשֵׁב, אַף־הִוא: רְפָאִים יָשְׁבוּ־בָהּ, לְפָנִים, וְהָעַמֹּנִים, יִקְרְאוּ לָהֶם זַמְזֻמִּים.اِرِتس-رِفَایم تِخَشِو, اف-هِ; رِفَایم یَشوُ-وَه, لِفَنِم, وِهَامُنِم, یِکرِاو لَهِم زَمزُمِم.آن سرزمین نیز سرزمین رفائیان به شمار می‌آید؛ رفائیان پیش از این در آنجا ساکن بودند، و عمونیان آنان را زمزومیان می‌نامند،
21עַם גָּדוֹל וְרַב וָרָם, כָּעֲנָקִים; וַיַּשְׁמִידֵם יְהוָה מִפְּנֵיהֶם, וַיִּירָשֻׁם וַיֵּשְׁבוּ תַחְתָּם.ام گَدُل وِرَو وَرَم, کَانَکِم; وَیَشمِدِم ادُنَای مِپِنِهِم, وَیِرَشُم وَیِشوُ تَختَم.قومی بزرگ، بسیار و بلندقامت همچون عناقیان؛ اما جاودان آنان را از پیش روی ایشان نابود کرد، و آنان ایشان را بیرون راندند و به جای آنان ساکن شدند،
22כַּאֲשֶׁר עָשָׂה לִבְנֵי עֵשָׂו, הַיֹּשְׁבִים בְּשֵׂעִיר--אֲשֶׁר הִשְׁמִיד אֶת־הַחֹרִי, מִפְּנֵיהֶם, וַיִּירָשֻׁם וַיֵּשְׁבוּ תַחְתָּם, עַד הַיּוֹם הַזֶּה.کَاشِر اسسَه لِونِ اِسسَو, هَیُشوِم بِسِایر; اشِر هِشمِد اِت-هَخُرِ, مِپِنِهِم, وَیِرَشُم وَیِشوُ تَختَم, اد هَیُم هَزِ.چنانکه برای فرزندان عیسو که در سعیر ساکن‌اند کرد، آنگاه که حوریان را از پیش روی ایشان نابود کرد؛ و ایشان آنان را بیرون راندند و تا امروز به جای آنان ساکن‌اند.
23וְהָעַוִּים הַיֹּשְׁבִים בַּחֲצֵרִים, עַד־עַזָּה--כַּפְתֹּרִים הַיֹּצְאִים מִכַּפְתֹּר, הִשְׁמִידֻם וַיֵּשְׁבוּ תַחְתָּם.وِهَاوِم هَیُشوِم بَخَتسِرِم, اد-ازَه; کَفتُرِم هَیُتسِم مِکَفتُر, هِشمِدُم وَیِشوُ تَختَم.و عویان را که در روستاها تا غزه ساکن بودند، کفتوریان که از کفتور بیرون آمده بودند، نابود کردند و به جای آنان ساکن شدند.
24קוּמוּ סְּעוּ, וְעִבְרוּ אֶת־נַחַל אַרְנֹן--רְאֵה נָתַתִּי בְיָדְךָ אֶת־סִיחֹן מֶלֶךְ־חֶשְׁבּוֹן הָאֱמֹרִי וְאֶת־אַרְצוֹ, הָחֵל רָשׁ; וְהִתְגָּר בּוֹ, מִלְחָמָה.کُمُ سِاو, وِایورُ اِت-نَخَل ارنُن; رِاِ نَتَتِ وِیَدخَ اِت-سِخُن مِلِخ-خِشبُن هَاِمُرِ وِاِت-ارتسُ, هَخِل رَش; وِهِتگَر بُ, مِلخَمَه.'برخیزید، کوچ کنید، و از وادی ارنون بگذرید؛ بنگر، سیحون، پادشاه حشبون، اموری، و سرزمینش را به دست تو داده‌ام؛ آغاز کن آن را به تصرف درآوری، و با او جنگ آغاز کن.'
25הַיּוֹם הַזֶּה, אָחֵל תֵּת פַּחְדְּךָ וְיִרְאָתְךָ, עַל־פְּנֵי הָעַמִּים, תַּחַת כָּל־הַשָּׁמָיִם--אֲשֶׁר יִשְׁמְעוּן שִׁמְעֲךָ, וְרָגְזוּ וְחָלוּ מִפָּנֶיךָ.هَیُم هَزِ, اخِل تِت پَخدِخَ وِیِراتخَ, ال-پِنِ هَامِم, تَخَت کُل-هَشَمَیِم; اشِر یِشمِاون شِماخَ, وِرَگزُ وِخَلُ مِپَنِخَ.امروز آغاز خواهم کرد که ترس و هراس تو را بر همه قومهای زیر آسمان بگسترانم، که چون خبر تو را بشنوند، خواهند لرزید و از تو دلواپس خواهند شد.
26וָאֶשְׁלַח מַלְאָכִים מִמִּדְבַּר קְדֵמוֹת, אֶל־סִיחוֹן מֶלֶךְ חֶשְׁבּוֹן, דִּבְרֵי שָׁלוֹם, לֵאמֹר.وَاِشلَخ مَلاخِم مِمِدبَر کِدِمُت, اِل-سِخُن مِلِخ خِشبُن, دِورِ شَلُم, لِمُر.و از بیابان قدموت پیک‌هایی با سخنان صلح نزد سیحون، پادشاه حشبون، فرستادم و گفتم:
27אֶעְבְּרָה בְאַרְצֶךָ, בַּדֶּרֶךְ בַּדֶּרֶךְ אֵלֵךְ: לֹא אָסוּר, יָמִין וּשְׂמֹאול.اِاِبرَه وِارتسِخَ, بَدِرِخ بَدِرِخ اِلِخ; لُ اسسُر, یَمِن اوسمُل.'بگذار از سرزمینت بگذرم؛ تنها از راه خواهم رفت، بی‌آنکه به راست یا چپ منحرف شوم.'
28אֹכֶל בַּכֶּסֶף תַּשְׁבִּרֵנִי וְאָכַלְתִּי, וּמַיִם בַּכֶּסֶף תִּתֶּן־לִי וְשָׁתִיתִי; רַק, אֶעְבְּרָה בְרַגְלָי.اوخِل بَکِسِف تَشبِرِنِ وِاخَلتِ, اومَیِم بَکِسِف تِتِن-لِ وِشَتِتِ; رَک, اِاِبرَه وِرَگلَای.خوراک را با پول به من بفروش تا بخورم، و آب را با پول به من بده تا بنوشم؛ تنها بگذار پیاده بگذرم،
29כַּאֲשֶׁר עָשׂוּ־לִי בְּנֵי עֵשָׂו, הַיֹּשְׁבִים בְּשֵׂעִיר, וְהַמּוֹאָבִים, הַיֹּשְׁבִים בְּעָר--עַד אֲשֶׁר־אֶעֱבֹר, אֶת־הַיַּרְדֵּן, אֶל־הָאָרֶץ, אֲשֶׁר־יְהוָה אֱלֹהֵינוּ נֹתֵן לָנוּ.کَاشِر اسسُ-لِ بِنِ اِسسَو, هَیُشوِم بِسِایر, وِهَمُاوِم, هَیُشوِم بِار; اد اشِر-اِاِوُر, اِت-هَیَردِن, اِل-هَارِتس, اشِر-ادُنَای اِلُهِنُ نُتِن لَنُ.چنانکه فرزندان عیسو که در سعیر ساکن‌اند و موآبیان که در عار ساکن‌اند برای من کردند، تا از اردن به سرزمینی که جاودان، خدای ما، به ما می‌دهد، بگذرم.
30וְלֹא אָבָה, סִיחֹן מֶלֶךְ חֶשְׁבּוֹן, הַעֲבִרֵנוּ, בּוֹ: כִּי־הִקְשָׁה יְהוָה אֱלֹהֶיךָ אֶת־רוּחוֹ, וְאִמֵּץ אֶת־לְבָבוֹ, לְמַעַן תִּתּוֹ בְיָדְךָ, כַּיּוֹם הַזֶּה.وِلُ اوَه, سِخُن مِلِخ خِشبُن, هَاوِرِنُ, بُ; کِ-هِکِشَه ادُنَای اِلُهِخَ اِت-رُخُ, وِایمِتز اِت-لِوَوُ, لِمَان تِتُ وِیَدخَ, کَیُم هَزِ.اما سیحون، پادشاه حشبون، نخواست ما را از سرزمین خود بگذراند، زیرا جاودان، خدای تو، روح او را سخت و دلش را سرکش کرد، تا او را به دست تو بسپارد، چنانکه امروز چنین است.
علیای ششم
دواریم دواریم ۲:۳۱-۳:۱۴  ·  21 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 2
31וַיֹּאמֶר יְהוָה אֵלַי, רְאֵה הַחִלֹּתִי תֵּת לְפָנֶיךָ, אֶת־סִיחֹן וְאֶת־אַרְצוֹ; הָחֵל רָשׁ, לָרֶשֶׁת אֶת־אַרְצוֹ.وَیُمِر ادُنَای اِلَای, رِاِ هَخِلُتِ تِت لِفَنِخَ, اِت-سِخُن وِاِت-ارتسُ; هَخِل رَش, لَرِشِت اِت-ارتسُ.و جاودان به من گفت: 'بنگر، آغاز کردم سیحون و سرزمینش را پیش روی تو بدهم؛ آغاز کن آن را به تصرف درآوری.'
32וַיֵּצֵא סִיחֹן לִקְרָאתֵנוּ הוּא וְכָל־עַמּוֹ, לַמִּלְחָמָה--יָהְצָה.وَیِتسِ سِخُن لِکرَتِنُ هُ وِخُل-امُ, لَمِلخَمَه, یَهتسَه.و سیحون با همه قوم خود به مقابله ما بیرون آمد تا در یهص بجنگد.
33וַיִּתְּנֵהוּ יְהוָה אֱלֹהֵינוּ, לְפָנֵינוּ; וַנַּךְ אֹתוֹ וְאֶת־בָּנָו בָּנָיו, וְאֶת־כָּל־עַמּוֹ.وَیِتنِهُ ادُنَای اِلُهِنُ, لِفَنِنُ; وَنَخ اوتُ وِاِت-بَنَو, وِاِت-کُل-امُ.و جاودان، خدای ما، او را پیش روی ما داد؛ و او و پسرانش و همه قوم او را شکست دادیم.
34וַנִּלְכֹּד אֶת־כָּל־עָרָיו, בָּעֵת הַהִוא, וַנַּחֲרֵם אֶת־כָּל־עִיר מְתִם, וְהַנָּשִׁים וְהַטָּף: לֹא הִשְׁאַרְנוּ, שָׂרִיד.وَنِلکُد اِت-کُل-ارَو, بَاِت هَهِ, وَنَخَرِم اِت-کُل-ایر مِتِم, وِهَنَشِم وِهَتَف; لُ هِشارنُ, سَرِد.و در آن زمان همه شهرهای او را گرفتیم و هر شهر را به تمامی نابود کردیم، مردان، زنان و کودکان را؛ هیچ‌کس را زنده نگذاشتیم.
35רַק הַבְּהֵמָה, בָּזַזְנוּ לָנוּ, וּשְׁלַל הֶעָרִים, אֲשֶׁר לָכָדְנוּ.رَک هَبِهِمَه, بَزَزنُ لَنُ, اوشلَل هِارِم, اشِر لَخَدنُ.تنها چارپایان را برای خود به غنیمت گرفتیم، همراه با غنیمت شهرهایی که تصرف کردیم.
36מֵעֲרֹעֵר אֲשֶׁר עַל־שְׂפַת־נַחַל אַרְנֹן וְהָעִיר אֲשֶׁר בַּנַּחַל, וְעַד־הַגִּלְעָד, לֹא הָיְתָה קִרְיָה, אֲשֶׁר שָׂגְבָה מִמֶּנּוּ: אֶת־הַכֹּל, נָתַן יְהוָה אֱלֹהֵינוּ לְפָנֵינוּ.مِارُاِر اشِر ال-سِفَت-نَخَل ارنُن وِهَایر اشِر بَنَخَل, وِاد-هَگُایلاد, لُ هَیتَه کِریَه, اشِر سَگوَه مِمِنُ; اِت-هَکُل, نَتَن ادُنَای اِلُهِنُ لِفَنِنُ.از عروعیر که بر کرانه وادی ارنون است، و شهری که در وادی است، تا جلعاد، هیچ شهری برای ما بسیار نیرومند نبود؛ جاودان، خدای ما، همه چیز را پیش روی ما داد.
37רַק אֶל־אֶרֶץ בְּנֵי־עַמּוֹן, לֹא קָרָבְתָּ: כָּל־יַד נַחַל יַבֹּק, וְעָרֵי הָהָר, וְכֹל אֲשֶׁר־צִוָּה, יְהוָה אֱלֹהֵינוּ.رَک اِل-اِرِتس بِنِ-امُن, لُ کَرَوتَ; کُل-یَد نَخَل یَبُک, وِارِ هَهَر, وِخُل اشِر-تسِوَه, ادُنَای اِلُهِنُ.تنها به سرزمین فرزندان عمون نزدیک نشدید، نه به همه کرانه وادی یبوق، نه به شهرهای کوهستان، چنانکه جاودان، خدای ما، فرمان داده بود.
دواریم — فصل 3
1וַנֵּפֶן וַנַּעַל, דֶּרֶךְ הַבָּשָׁן; וַיֵּצֵא עוֹג מֶלֶךְ־הַבָּשָׁן לִקְרָאתֵנוּ הוּא וְכָל־עַמּוֹ, לַמִּלְחָמָה--אֶדְרֶעִי.وَنِفِن وَنَال, دِرِخ هَبَشَن; وَیِتسِ اوگ مِلِخ-هَبَشَن لِکرَتِنُ هُ وِخُل-امُ, لَمِلخَمَه, اِدرِای.و بازگشتیم و از راه باشان برآمدیم، و عوج، پادشاه باشان، با همه قوم خود به مقابله ما بیرون آمد تا در ادرعی بجنگد.
2וַיֹּאמֶר יְהוָה אֵלַי, אַל־תִּירָא אֹתוֹ--כִּי בְיָדְךָ נָתַתִּי אֹתוֹ וְאֶת־כָּל־עַמּוֹ, וְאֶת־אַרְצוֹ; וְעָשִׂיתָ לּוֹ--כַּאֲשֶׁר עָשִׂיתָ לְסִיחֹן מֶלֶךְ הָאֱמֹרִי, אֲשֶׁר יוֹשֵׁב בְּחֶשְׁבּוֹן.وَیُمِر ادُنَای اِلَای, ال-تِرَ اوتُ; کِ وِیَدخَ نَتَتِ اوتُ وِاِت-کُل-امُ, وِاِت-ارتسُ; وِاسسِتَ لُ; کَاشِر اسسِتَ لِسِخُن مِلِخ هَاِمُرِ, اشِر یُشِو بِخِشبُن.و جاودان به من گفت: 'از او مترس، زیرا او را با همه قوم و سرزمینش به دست تو داده‌ام؛ و با او همان‌گونه رفتار کن که با سیحون، پادشاه اموریان که در حشبون ساکن بود، کردی.'
3וַיִּתֵּן יְהוָה אֱלֹהֵינוּ בְּיָדֵנוּ, גַּם אֶת־עוֹג מֶלֶךְ־הַבָּשָׁן--וְאֶת־כָּל־עַמּוֹ; וַנַּכֵּהוּ, עַד־בִּלְתִּי הִשְׁאִיר־לוֹ שָׂרִיד.وَیِتِن ادُنَای اِلُهِنُ بِیَدِنُ, گَم اِت-اوگ مِلِخ-هَبَشَن, وِاِت-کُل-امُ; وَنَکِهُ, اد-بِلتِ هِشایر-لُ سَرِد.و جاودان، خدای ما، عوج، پادشاه باشان، و همه قوم او را نیز به دست ما داد؛ و او را شکست دادیم تا کسی را زنده نگذاشتیم.
4וַנִּלְכֹּד אֶת־כָּל־עָרָיו, בָּעֵת הַהִוא--לֹא הָיְתָה קִרְיָה, אֲשֶׁר לֹא־לָקַחְנוּ מֵאִתָּם: שִׁשִּׁים עִיר כָּל־חֶבֶל אַרְגֹּב, מַמְלֶכֶת עוֹג בַּבָּשָׁן.وَنِلکُد اِت-کُل-ارَو, بَاِت هَهِ; لُ هَیتَه کِریَه, اشِر لُ-لَکَخنُ مِایتَم; شِشِم ایر کُل-خِوِل ارگُو, مَملِخِت اوگ بَبَشَن.و در آن زمان همه شهرهای او را گرفتیم؛ هیچ شهری نبود که از آنان نگرفته باشیم: شصت شهر، همه ناحیه ارجوب، پادشاهی عوج در باشان.
5כָּל־אֵלֶּה עָרִים בְּצֻרֹת, חוֹמָה גְבֹהָה--דְּלָתַיִם וּבְרִיחַ: לְבַד מֵעָרֵי הַפְּרָזִי, הַרְבֵּה מְאֹד.کُل-اِلِه ارِم بِتسُرُت, خُمَه گُاِوُهَه; دِلَتَیِم اووِرِاخ; لِوَد مِارِ هَپِرَزِ, هَربِه مِاود.همه اینها شهرهایی حصاردار با دیوارهای بلند، دروازه‌ها و پشت‌بندها بودند؛ افزون بر شهرهای بی‌دیوار که بسیار فراوان بودند.
6וַנַּחֲרֵם אוֹתָם--כַּאֲשֶׁר עָשִׂינוּ, לְסִיחֹן מֶלֶךְ חֶשְׁבּוֹן: הַחֲרֵם כָּל־עִיר מְתִם, הַנָּשִׁים וְהַטָּף.وَنَخَرِم اوتَم; کَاشِر اسسِنُ, لِسِخُن مِلِخ خِشبُن; هَخَرِم کُل-ایر مِتِم, هَنَشِم وِهَتَف.و آنان را به تمامی نابود کردیم، چنانکه با سیحون، پادشاه حشبون، کردیم، هر شهر را نابود کرده، مردان، زنان و کودکان را.
7וְכָל־הַבְּהֵמָה וּשְׁלַל הֶעָרִים, בַּזּוֹנוּ לָנוּ.وِخُل-هَبِهِمَه اوشلَل هِارِم, بَزُنُ لَنُ.اما همه چارپایان و غنیمت شهرها را برای خود به غنیمت گرفتیم.
8וַנִּקַּח בָּעֵת הַהִוא, אֶת־הָאָרֶץ, מִיַּד שְׁנֵי מַלְכֵי הָאֱמֹרִי, אֲשֶׁר בְּעֵבֶר הַיַּרְדֵּן--מִנַּחַל אַרְנֹן, עַד־הַר חֶרְמוֹן.وَنِکَخ بَاِت هَهِ, اِت-هَارِتس, مِیَد شنِ مَلخِ هَاِمُرِ, اشِر بِاِوِر هَیَردِن; مِنَخَل ارنُن, اد-هَر خِرمُن.و در آن زمان سرزمین را از دست دو پادشاه اموریان که در آن سوی رود اردن بودند، از وادی ارنون تا کوه حرمون گرفتیم
9צִידֹנִים יִקְרְאוּ לְחֶרְמוֹן, שִׂרְיֹן; וְהָאֱמֹרִי, יִקְרְאוּ־לוֹ שְׂנִיר.تسِدُنِم یِکرِاو لِخِرمُن, سِریُن; وِهَاِمُرِ, یِکرِاو-لُ سِنِر.— که صیدونیان حرمون را سریون می‌نامند، و اموریان آن را سنیر می‌نامند —
10כֹּל עָרֵי הַמִּישֹׁר, וְכָל־הַגִּלְעָד וְכָל־הַבָּשָׁן, עַד־סַלְכָה, וְאֶדְרֶעִי--עָרֵי מַמְלֶכֶת עוֹג, בַּבָּשָׁן.کُل ارِ هَمِشُر, وِخُل-هَگُایلاد وِخُل-هَبَشَن, اد-سَلکهَه, وِاِدرِای; ارِ مَملِخِت اوگ, بَبَشَن.همه شهرهای دشت، و همه جلعاد، و همه باشان، تا سلخه و ادرعی، شهرهای پادشاهی عوج در باشان.
11כִּי רַק־עוֹג מֶלֶךְ הַבָּשָׁן, נִשְׁאַר מִיֶּתֶר הָרְפָאִים--הִנֵּה עַרְשׂוֹ עֶרֶשׂ בַּרְזֶל, הֲלֹה הִוא בְּרַבַּת בְּנֵי עַמּוֹן: תֵּשַׁע אַמּוֹת אָרְכָּהּ, וְאַרְבַּע אַמּוֹת רָחְבָּהּ--בְּאַמַּת־אִישׁ.کِ رَک-اوگ مِلِخ هَبَشَن, نِشار مِیِتِر هَرِفَایم; هِنِه ارسُ اِرِس بَرزِل, هَلُ هِ بِرَبَت بِنِ امُن; تِشَ امُت ارکَه, وِاربَ امُت رُخبَه, بِامَت-ایش.زیرا تنها عوج، پادشاه باشان، از بازماندگان رفائیان باقی مانده بود؛ بنگر، تخت او، تختی از آهن، آیا در ربه فرزندان عمون نیست؟ درازای آن نه ذراع و پهنایش چهار ذراع بود، بر پایه ذراع یک مرد.
12וְאֶת־הָאָרֶץ הַזֹּאת יָרַשְׁנוּ, בָּעֵת הַהִוא; מֵעֲרֹעֵר אֲשֶׁר־עַל־נַחַל אַרְנֹן, וַחֲצִי הַר־הַגִּלְעָד וְעָרָיו--נָתַתִּי, לָראוּבֵנִי וְלַגָּדִי.وِاِت-هَارِتس هَزُت یَرَسنُ, بَاِت هَهِ; مِارُاِر اشِر-ال-نَخَل ارنُن, وَخَتسِ هَر-هَگُایلاد وِارَو; نَتَتِ, لَرِاووِنِ وِلَگَدِ.و در آن زمان این سرزمین را به تصرف درآوردیم؛ از عروعیر که نزدیک وادی ارنون است، و نیمی از کوه جلعاد را با شهرهایش، به رئوبینیان و جادیان دادم.
13וְיֶתֶר הַגִּלְעָד וְכָל־הַבָּשָׁן, מַמְלֶכֶת עוֹג--נָתַתִּי, לַחֲצִי שֵׁבֶט הַמְנַשֶּׁה: כֹּל חֶבֶל הָאַרְגֹּב לְכָל־הַבָּשָׁן, הַהוּא יִקָּרֵא אֶרֶץ רְפָאִים.وِیِتِر هَگُایلاد وِخُل-هَبَشَن, مَملِخِت اوگ; نَتَتِ, لَخَتسِ شِوِت هَمِنَشِه; کُل-خِوِل هَارگُو لِخُل-هَبَشَن, هَهُ یِکَرِ اِرِتس رِفَایم.و باقی جلعاد، و همه باشان، پادشاهی عوج را، به نیمی از قبیله منشه دادم؛ همه ناحیه ارجوب، همه آن باشان، سرزمین رفائیان نامیده می‌شود.
14יָאִיר בֶּן־מְנַשֶּׁה, לָקַח אֶת־כָּל־חֶבֶל אַרְגֹּב, עַד־גְּבוּל הַגְּשׁוּרִי, וְהַמַּעֲכָתִי; וַיִּקְרָא אֹתָם עַל־שְׁמוֹ אֶת־הַבָּשָׁן חַוֺּת יָאִיר, עַד הַיּוֹם הַזֶּה.یَایر بِن-مِنَشِه, لَکَخ اِت-کُل-خِوِل ارگُو, اد-گُاِوُل هَگُاِشُرِ, وِهَمَاخَتِ; وَیِکرَ اوتَم ال-شمُ اِت-هَبَشَن خَوُت یَایر, اد هَیُم هَزِ.یائیر، پسر منشه، همه ناحیه ارجوب را تا مرز جشوریان و معکاتیان گرفت و آن را، یعنی باشان را، به نام خود، حووت‌یائیر نامید، تا امروز.
علیای هفتم
دواریم دواریم ۳:۱۵-۲۲  ·  8 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 3
15וּלְמָכִיר, נָתַתִּי אֶת־הַגִּלְעָד.اولِمَخِر, نَتَتِ اِت-هَگُایلاد.و به ماخیر جلعاد را دادم.
16וְלָראוּבֵנִי וְלַגָּדִי נָתַתִּי מִן־הַגִּלְעָד, וְעַד־נַחַל אַרְנֹן, תּוֹךְ הַנַּחַל, וּגְבֻל--וְעַד יַבֹּק הַנַּחַל, גְּבוּל בְּנֵי עַמּוֹן.وِلَرِاووِنِ وِلَگَدِ نَتَتِ مِن-هَگُایلاد, وِاد-نَخَل ارنُن, تُخ هَنَخَل, اوگوُل; وِاد یَبُک هَنَخَل, گُاِوُل بِنِ امُن.و به رئوبینیان و جادیان از جلعاد تا وادی ارنون، میانه وادی به عنوان مرز، و تا وادی یبوق، مرز فرزندان عمون، دادم؛
17וְהָעֲרָבָה, וְהַיַּרְדֵּן וּגְבֻל--מִכִּנֶּרֶת, וְעַד יָם הָעֲרָבָה יָם הַמֶּלַח, תַּחַת אַשְׁדֹּת הַפִּסְגָּה, מִזְרָחָה.وِهَارَبَه, وِهَیَردِن اوگوُل; مِکِنِرِت, وِاد یَم هَارَبَه یَم هَمِلَخ, تَخَت اشدُت هَپِسگَه, مِزرَخَه.و عربه را، با رود اردن به عنوان مرز، از کینرت تا دریای عربه، دریای نمک، زیر دامنه‌های پسگه، به سوی مشرق.
18וָאֲצַו אֶתְכֶם, בָּעֵת הַהִוא לֵאמֹר: יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם, נָתַן לָכֶם אֶת־הָאָרֶץ הַזֹּאת לְרִשְׁתָּהּ--חֲלוּצִים תַּעַבְרוּ לִפְנֵי אֲחֵיכֶם בְּנֵי־יִשְׂרָאֵל, כָּל־בְּנֵי־חָיִל.وَاتسَو اِتخِم, بَاِت هَهِ لِمُر: ادُنَای اِلُهِخِم, نَتَن لَخِم اِت-هَارِتس هَزُت لِرِشتَه; خَلُتسِم تَاورُ لِفنِ اخِخِم بِنِ-ایسرَاِل, کُل-بِنِ-خَیِل.و در آن زمان به شما فرمان دادم و گفتم: 'جاودان، خدای شما، این سرزمین را به شما داده است تا آن را به تصرف درآورید؛ مسلح، پیشاپیش برادرانتان، فرزندان اسرائیل، همه مردان دلیر، خواهید گذشت.'
19רַק נְשֵׁיכֶם וְטַפְּכֶם, וּמִקְנֵכֶם, יָדַעְתִּי, כִּי־מִקְנֶה רַב לָכֶם--יֵשְׁבוּ, בְּעָרֵיכֶם, אֲשֶׁר נָתַתִּי, לָכֶם.رَک نِشِخِم وِتَپِخِم, اومِکنِخِم, یَدَتِ, کِ-مِکنِه رَو لَخِم; یِشوُ, بِارِخِم, اشِر نَتَتِ, لَخِم.تنها زنانتان، فرزندان خردسالتان و چارپایانتان — می‌دانم که چارپایان بسیار دارید — در شهرهایتان که به شما داده‌ام خواهند ماند،
20עַד אֲשֶׁר־יָנִיחַ יְהוָה לַאֲחֵיכֶם, כָּכֶם, וְיָרְשׁוּ גַם־הֵם, אֶת־הָאָרֶץ אֲשֶׁר יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם נֹתֵן לָהֶם בְּעֵבֶר הַיַּרְדֵּן; וְשַׁבְתֶּם, אִישׁ לִירֻשָּׁתוֹ, אֲשֶׁר נָתַתִּי, לָכֶם.اد اشِر-یَنِاخ ادُنَای لَاخِخِم, کَخِم, وِیَرشُ گَم-هِم, اِت-هَارِتس اشِر ادُنَای اِلُهِخِم نُتِن لَهِم بِاِوِر هَیَردِن; وِشَوتِم, ایش لِرُشَتُ, اشِر نَتَتِ, لَخِم.تا جاودان به برادرانتان، چنانکه به شما داد، آرامش دهد، و ایشان نیز سرزمینی را که جاودان، خدای شما، در آن سوی رود اردن به ایشان می‌دهد، به تصرف درآورند؛ آنگاه هر یک به ملک خود که به شما داده‌ام بازخواهید گشت.
21וְאֶת־יְהוֹשׁוּעַ צִוֵּיתִי, בָּעֵת הַהִוא לֵאמֹר: עֵינֶיךָ הָרֹאֹת, אֵת כָּל־אֲשֶׁר עָשָׂה יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם לִשְׁנֵי הַמְּלָכִים הָאֵלֶּה--כֵּן־יַעֲשֶׂה יְהוָה לְכָל־הַמַּמְלָכוֹת, אֲשֶׁר אַתָּה עֹבֵר שָׁמָּה.وِاِت-یِهُشُا تسِوِتِ, بَاِت هَهِ لِمُر: اِنِخَ هَرُاوت, اِت کُل-اشِر اسسَه ادُنَای اِلُهِخِم لِشنِ هَمِلَخِم هَاِلِه; کِن-یَاسِه ادُنَای لِخُل-هَمَملَخُت, اشِر اتَه اووِر شَمَه.و در آن زمان به یهوشوع فرمان دادم و گفتم: 'چشمان تو هر آنچه را که جاودان، خدای شما، به این دو پادشاه کرد، دیده است؛ همچنین جاودان به همه پادشاهی‌هایی که از آنها خواهی گذشت، خواهد کرد.'
22לֹא, תִּירָאוּם: כִּי יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם, הוּא הַנִּלְחָם לָכֶם.لُ, تِرَاوم; کِ ادُنَای اِلُهِخِم, هُ هَنِلخَم لَخِم.از آنان مترسید، زیرا جاودان، خدای شما، همان است که برای شما می‌جنگد.
مفتیر
دواریم دواریم ۳:۲۰-۲۲  ·  3 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 3
20עַד אֲשֶׁר־יָנִיחַ יְהוָה לַאֲחֵיכֶם, כָּכֶם, וְיָרְשׁוּ גַם־הֵם, אֶת־הָאָרֶץ אֲשֶׁר יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם נֹתֵן לָהֶם בְּעֵבֶר הַיַּרְדֵּן; וְשַׁבְתֶּם, אִישׁ לִירֻשָּׁתוֹ, אֲשֶׁר נָתַתִּי, לָכֶם.اد اشِر-یَنِاخ ادُنَای لَاخِخِم, کَخِم, وِیَرشُ گَم-هِم, اِت-هَارِتس اشِر ادُنَای اِلُهِخِم نُتِن لَهِم بِاِوِر هَیَردِن; وِشَوتِم, ایش لِرُشَتُ, اشِر نَتَتِ, لَخِم.تا جاودان به برادرانتان، چنانکه به شما داد، آرامش دهد، و ایشان نیز سرزمینی را که جاودان، خدای شما، در آن سوی رود اردن به ایشان می‌دهد، به تصرف درآورند؛ آنگاه هر یک به ملک خود که به شما داده‌ام بازخواهید گشت.
21וְאֶת־יְהוֹשׁוּעַ צִוֵּיתִי, בָּעֵת הַהִוא לֵאמֹר: עֵינֶיךָ הָרֹאֹת, אֵת כָּל־אֲשֶׁר עָשָׂה יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם לִשְׁנֵי הַמְּלָכִים הָאֵלֶּה--כֵּן־יַעֲשֶׂה יְהוָה לְכָל־הַמַּמְלָכוֹת, אֲשֶׁר אַתָּה עֹבֵר שָׁמָּה.وِاِت-یِهُشُا تسِوِتِ, بَاِت هَهِ لِمُر: اِنِخَ هَرُاوت, اِت کُل-اشِر اسسَه ادُنَای اِلُهِخِم لِشنِ هَمِلَخِم هَاِلِه; کِن-یَاسِه ادُنَای لِخُل-هَمَملَخُت, اشِر اتَه اووِر شَمَه.و در آن زمان به یهوشوع فرمان دادم و گفتم: 'چشمان تو هر آنچه را که جاودان، خدای شما، به این دو پادشاه کرد، دیده است؛ همچنین جاودان به همه پادشاهی‌هایی که از آنها خواهی گذشت، خواهد کرد.'
22לֹא, תִּירָאוּם: כִּי יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם, הוּא הַנִּלְחָם לָכֶם.لُ, تِرَاوم; کِ ادُنَای اِلُهِخِم, هُ هَنِلخَم لَخِم.از آنان مترسید، زیرا جاودان، خدای شما، همان است که برای شما می‌جنگد.
هفتارا — اشعیا ۱:۱-۲۷ — «رؤیا» (شبات حزون)
اشعیا اشعیا ۱:۱-۲۷  ·  27 پسوق  ·  متن مسورتی عبری · آوانویسی · ترجمه اختصاصی فارسی
#عبریآوانویسیفارسی
دواریم — فصل 1
1חֲזוֹן, יְשַׁעְיָהוּ בֶן־אָמוֹץ, אֲשֶׁר חָזָה, עַל־יְהוּדָה וִירוּשָׁלִָם--בִּימֵי עֻזִּיָּהוּ יוֹתָם אָחָז יְחִזְקִיָּהוּ, מַלְכֵי יְהוּדָה.خَزُن, یِشَیَهُ وِن-امُتس, اشِر خَزَه, ال-یِهُدَه وِیِرُشَلَایم; بِیمِ اوزِیَهُ یُتَم اخَز یِخِزکِیَهُ, مَلخِ یِهُدَه.رؤیای اشعیا، پسر آموص، که درباره یهودا و اورشلیم، در روزگار عزیا، یوتام، آحاز و حزقیا، پادشاهان یهودا، دید.
2שִׁמְעוּ שָׁמַיִם וְהַאֲזִינִי אֶרֶץ, כִּי יְהוָה דִּבֵּר: בָּנִים גִּדַּלְתִּי וְרוֹמַמְתִּי, וְהֵם פָּשְׁעוּ בִי.شِماو شَمَیِم وِهَازِنِ اِرِتس, کِ ادُنَای دِبِر: بَنِم گِدَلتِ وِرُمَمتِ, وِهِم پَشاو بِ.بشنوید، ای آسمانها، و گوش فرا ده، ای زمین، زیرا جاودان سخن می‌گوید: 'فرزندانی پروردم و بزرگ کردم، اما آنان بر من شوریدند.'
3יָדַע שׁוֹר קֹנֵהוּ, וַחֲמוֹר אֵבוּס בְּעָלָיו; יִשְׂרָאֵל לֹא יָדַע, עַמִּי לֹא הִתְבּוֹנָן.یَدَ شُر کُنِهُ, وَخَمُر اِوُس بِالَو; ایسرَاِل لُ یَدَ, امِ لُ هِتبُنِاین.گاو مالک خود را می‌شناسد، و الاغ آخور صاحبش را؛ اما اسرائیل نمی‌شناسد، قوم من درک نمی‌کند.
4הוֹי גּוֹי חֹטֵא, עַם כֶּבֶד עָוֺן--זֶרַע מְרֵעִים, בָּנִים מַשְׁחִיתִים; עָזְבוּ אֶת־יְהוָה, נִאֲצוּ אֶת־קְדוֹשׁ יִשְׂרָאֵל--נָזֹרוּ אָחוֹר.هُی گُی خُتِه, ام کِوِد اوُن; زِرَ مِرِایم, بَنِم مَشخِتِم; ازوُ اِت-ادُنَای, نِاتسُ اِت-کِدُش ایسرَاِل, نَزُرُ اخُر.وای بر این ملت گناهکار، قومی بارِ گناه بر دوش، فرزندان تبهکاران، کودکان فاسد! جاودان را ترک کردند، قدوس اسرائیل را خوار شمردند، به پشت بازگشتند.
5עַל מֶה תֻכּוּ עוֹד, תּוֹסִיפוּ סָרָה; כָּל־רֹאשׁ לָחֳלִי, וְכָל־לֵבָב דַּוָּי.ال مِه تُکُ اود, تُسِفُ سَرَه; کُل-رُش لَخُلِ, وِخُل-لِوَو دَوَای.چرا باید باز هم زده شوید، اگر در سرکشی پافشاری کنید؟ همه سر بیمار است، و همه دل ناتوان.
6מִכַּף־רֶגֶל וְעַד־רֹאשׁ אֵין־בּוֹ מְתֹם, פֶּצַע וְחַבּוּרָה וּמַכָּה טְרִיָּה; לֹא־זֹרוּ וְלֹא חֻבָּשׁוּ, וְלֹא רֻכְּכָה בַּשָּׁמֶן.مِکَف-رِگِل وِاد-رُش اِن-بُ مِتُم, پِتسَ وِخَبُرَه اومَکَه ترِیَه; لُ-زُرُ وِلُ خُبَشُ, وِلُ رُکِخَه بَشَمِن.از کف پا تا سر، هیچ جای سالمی در آن نیست؛ زخمها، کبودیها و جراحتهای تازه باز: نه فشرده شده، نه بسته شده، نه با روغن نرم شده.
7אַרְצְכֶם שְׁמָמָה, עָרֵיכֶם שְׂרֻפוֹת אֵשׁ; אַדְמַתְכֶם, לְנֶגְדְּכֶם זָרִים אֹכְלִים אֹתָהּ, וּשְׁמָמָה, כְּמַהְפֵּכַת זָרִים.ارتسِخِم شِمَمَه, ارِخِم سِرُفُت اِش; ادمَتخِم, لِنِگدِخِم زَرِم اوخلِم اوتَه, اوشمَمَه, کِمَهپِخَت زَرِم.سرزمین شما ویران است، شهرهای شما به آتش سوخته؛ زمین شما را پیش چشمان خودتان بیگانگان می‌بلعند، و همچون ویرانی به دست بیگانگان ویران است.
8וְנוֹתְרָה בַת־צִיּוֹן, כְּסֻכָּה בְכָרֶם; כִּמְלוּנָה בְמִקְשָׁה, כְּעִיר נְצוּרָה.وِنُترَه بَت-تسِاون, کِسُکَه وِخَرِم; کِملُنَه وِمِکِشَه, کِایر نِتسُرَه.و دختر صهیون همچون کلبه‌ای در تاکستان، همچون سایبانی در جالیزخیار، همچون شهری محاصره‌شده باقی مانده است.
9לוּלֵי יְהוָה צְבָאוֹת, הוֹתִיר לָנוּ שָׂרִיד כִּמְעָט--כִּסְדֹם הָיִינוּ, לַעֲמֹרָה דָּמִינוּ.لُلِ ادُنَای تسِوَاوت, هُتِر لَنُ سَرِد کِمات; کِسدُم هَاینُ, لَامُرَه دَمِنُ.اگر جاودان لشکرها بازمانده‌ای کوچک برای ما نمی‌گذاشت، همچون سدوم می‌شدیم، همانند عموره می‌بودیم.
10שִׁמְעוּ דְבַר־יְהוָה, קְצִינֵי סְדֹם; הַאֲזִינוּ תּוֹרַת אֱלֹהֵינוּ, עַם עֲמֹרָה.شِماو دِوَر-ادُنَای, کِتسِنِ سِدُم; هَازِنُ تُرَت اِلُهِنُ, ام امُرَه.سخن جاودان را بشنوید، ای فرمانروایان سدوم؛ به آموزش خدای ما گوش فرا دهید، ای قوم عموره.
11לָמָּה־לִּי רֹב־זִבְחֵיכֶם יֹאמַר יְהוָה, שָׂבַעְתִּי עֹלוֹת אֵילִים וְחֵלֶב מְרִיאִים; וְדַם פָּרִים וּכְבָשִׂים וְעַתּוּדִים, לֹא חָפָצְתִּי.لَمَه-لِ رُو-زِوخِخِم یُمَر ادُنَای, سَوَتِ اولُت اِلِم وِخِلِو مِرِایم; وِدَم پَرِم اوخوَسِم وِاتُدِم, لُ خَفَتستِ.'کثرت قربانیهای شما به چه کارم می‌آید؟' جاودان می‌گوید. 'از قربانیهای سوختنی قوچها و پیه چارپایان فربه سیر شده‌ام؛ و از خون گاوان و بره‌ها و بزها خشنود نیستم.'
12כִּי תָבֹאוּ, לֵרָאוֹת פָּנָי--מִי־בִקֵּשׁ זֹאת מִיֶּדְכֶם, רְמֹס חֲצֵרָי.کِ تَوُاو, لِرَاوت پَنَای; مِ-بِکِش زُت مِیِدخِم, رِمُس خَتسِرَای.چون می‌آیید تا در پیشگاه من حاضر شوید، چه کسی این را از دست شما خواسته که حیاطهای مرا پایمال کنید؟
13לֹא תוֹסִיפוּ, הָבִיא מִנְחַת־שָׁוְא--קְטֹרֶת תּוֹעֵבָה הִיא, לִי; חֹדֶשׁ וְשַׁבָּת קְרֹא מִקְרָא, לֹא־אוּכַל אָוֶן וַעֲצָרָה.لُ تُسِفُ, هَوِ مِنخَت-شَو; کِتُرِت تُاِوَه هِ, لِ; خُدِش وِشَبَت کِرُ مِکرَ, لُ-اوخَل اوِن وَاتسَرَه.دیگر هدایای بیهوده میاورید؛ بخور برای من نفرت‌انگیز است. ماه نو و شبات، فراخواندن مجامع — نمی‌توانم گناه را همراه با محفل رسمی تحمل کنم.
14חָדְשֵׁיכֶם וּמוֹעֲדֵיכֶם שָׂנְאָה נַפְשִׁי, הָיוּ עָלַי לָטֹרַח; נִלְאֵיתִי, נְשֹׂא.خُدشِخِم اومُادِخِم سَناه نَفشِ, هَاو الَای لَتُرَخ; نِلاِتِ, نِسُ.از ماههای نو و عیدهای شما جانم بیزار است؛ برایم باری شده‌اند؛ از تحمل آنها خسته شده‌ام.
15וּבְפָרִשְׂכֶם כַּפֵּיכֶם, אַעְלִים עֵינַי מִכֶּם--גַּם כִּי־תַרְבּוּ תְפִלָּה, אֵינֶנִּי שֹׁמֵעַ: יְדֵיכֶם, דָּמִים מָלֵאוּ.اووِفَرسخِم کَپِخِم, الِم اِنَای مِکِم; گَم کِ-تَربُ تِفِلَه, اِنِنِ شُمِا; یِدِخِم, دَمِم مَلِاو.و چون دستهایتان را می‌گشایید، چشمانم را از شما پنهان خواهم کرد؛ حتی اگر دعا را بیفزایید، نخواهم شنید؛ دستهای شما پر از خون است.
16רַחֲצוּ, הִזַּכּוּ--הָסִירוּ רֹעַ מַעַלְלֵיכֶם, מִנֶּגֶד עֵינָי: חִדְלוּ, הָרֵעַ.رَخَتسُ, هِزَکُ; هَسِرُ رُا مَالِلخِم, مِنِگُاِد اِنَای; خِدلُ, هَرَ.خود را بشویید، خود را پاک کنید؛ بدی کارهایتان را از پیش چشمانم دور کنید؛ از بدی کردن دست بردارید.
17לִמְדוּ הֵיטֵב דִּרְשׁוּ מִשְׁפָּט, אַשְּׁרוּ חָמוֹץ; שִׁפְטוּ יָתוֹם, רִיבוּ אַלְמָנָה.لِمدُ هِتِو دِرشُ مِشپَت, اشرُ خَمُتس; شِفتُ یَتُم, رِوُ المَنَه.نیکی کردن بیاموزید، عدالت را بجویید، ستمگر را اصلاح کنید؛ حق یتیم را بگزارید، از بیوه دفاع کنید.
18לְכוּ־נָא וְנִוָּכְחָה, יֹאמַר יְהוָה; אִם־יִהְיוּ חֲטָאֵיכֶם כַּשָּׁנִים כַּשֶּׁלֶג יַלְבִּינוּ, אִם־יַאְדִּימוּ כַתּוֹלָע כַּצֶּמֶר יִהְיוּ.لِخُ-نَ وِنِوَخَه, یُمَر ادُنَای; ایم-یِهیُ خَتَاِخِم کَشَنِم کَشِلِگ یَلبِنُ, ایم-یَدِمُ کَتُلَ کَتسِمِر یِهیُ.'اکنون بیایید تا با هم داوری کنیم'، جاودان می‌گوید؛ 'اگر گناهانتان چون ارغوان باشد، همچون برف سفید خواهد شد؛ اگر چون قرمز سرخ باشد، همچون پشم خواهد شد.'
19אִם־תֹּאבוּ, וּשְׁמַעְתֶּם--טוּב הָאָרֶץ, תֹּאכֵלוּ.ایم-تُوُ, اوشمَتِم; تُو هَارِتس, تُخِلُ.اگر مایل باشید و بشنوید، از نیکوترین سرزمین خواهید خورد؛
20וְאִם־תְּמָאֲנוּ, וּמְרִיתֶם--חֶרֶב תְּאֻכְּלוּ, כִּי פִּי יְהוָה דִּבֵּר.وِایم-تِمَانُ, اومرِتِم; خِرِو تِاوکِلُ, کِ پِ ادُنَای دِبِر.اما اگر سر باز زنید و سرکشی کنید، به شمشیر بلعیده خواهید شد، زیرا دهان جاودان سخن گفته است.
21אֵיכָה הָיְתָה לְזוֹנָה, קִרְיָה נֶאֱמָנָה; מְלֵאֲתִי מִשְׁפָּט, צֶדֶק יָלִין בָּהּ--וְעַתָּה מְרַצְּחִים.اِایخَه هَیتَه لِزُنَه, کِریَه نِاِمَنَه; مِلِاتِ مِشپَت, تسِدِک یَلِن بَه; وِاتَه مِرَتسخِم.چگونه شهر وفادار فاحشه شده است! پر از عدالت بود، درستکاری در آن ساکن بود، اما اکنون قاتلان.
22כַּסְפֵּךְ, הָיָה לְסִיגִים; סָבְאֵךְ, מָהוּל בַּמָּיִם.کَسپِخ, هَوَه لِسِگِم; سُواِخ, مَهُل بَمَیِم.نقره تو به تفاله بدل شده، شراب تو با آب آمیخته است.
23שָׂרַיִךְ סוֹרְרִים, וְחַבְרֵי גַּנָּבִים--כֻּלּוֹ אֹהֵב שֹׁחַד, וְרֹדֵף שַׁלְמֹנִים; יָתוֹם לֹא יִשְׁפֹּטוּ, וְרִיב אַלְמָנָה לֹא־יָבוֹא אֲלֵיהֶם.سَرَیِخ سُرِرِم, وِخَورِ گَنَوِم; کُلُ اوهِو شُخَد, وِرُدِف شَلمُنِم; یَتُم لُ یِشپُتُ, وِرِو المَنَه لُ-یَوُ الِهِم.سروران تو سرکش و همدست دزدانند؛ همه رشوه را دوست دارند و در پی هدایا می‌دوند؛ حق یتیم را نمی‌گزارند، و دعوای بیوه به آنان نمی‌رسد.
24לָכֵן, נְאֻם הָאָדוֹן יְהוָה צְבָאוֹת--אֲבִיר, יִשְׂרָאֵל: הוֹי אֶנָּחֵם מִצָּרַי, וְאִנָּקְמָה מֵאוֹיְבָי.لَخِن, نِاوم هَادُن ادُنَای تسِوَاوت; اوِر ایسرَاِل: هُی اِنَخِم مِتسَرَای, وِاینَکِمَه مِاویِوَای.از این رو خداوند، جاودان لشکرها، توانای اسرائیل، می‌گوید: 'وای، از دشمنانم آسوده خواهم شد، و از دشمنانم انتقام خواهم گرفت.'
25וְאָשִׁיבָה יָדִי עָלַיִךְ, וְאֶצְרֹף כַּבֹּר סִיגָיִךְ; וְאָסִירָה, כָּל־בְּדִילָיִךְ.وِاشِوَه یَدِ الَیِخ, وِاِتسرُف کَبُر سِگَیِخ; وِاسسِرَه, کُل-بِدِلَیِخ.و دست خود را بر ضد تو خواهم گرداند، و تفاله تو را چون با قلیا پاک خواهم کرد، و همه قلع تو را خواهم زدود.
26וְאָשִׁיבָה שֹׁפְטַיִךְ כְּבָרִאשֹׁנָה, וְיֹעֲצַיִךְ כְּבַתְּחִלָּה; אַחֲרֵי־כֵן, יִקָּרֵא לָךְ עִיר הַצֶּדֶק--קִרְיָה, נֶאֱמָנָה.وِاشِوَه شُفتَیِخ کِوَرِشُنَه, وِیُاتسَیِخ کِوَتخِلَه; اخَرِ-خِن, یِکَرِ لَخ ایر هَتسِدِک; کِریَه, نِاِمَنَه.و داورانت را چون پیشین، و مشاورانت را چون آغاز بازخواهم گرداند؛ پس از آن تو را شهر عدالت، شهر وفادار خواهند نامید.
27צִיּוֹן, בְּמִשְׁפָּט תִּפָּדֶה; וְשָׁבֶיהָ, בִּצְדָקָה.تسِاون, بِمِشپَت تِپَدِه; وِشَوِهَ, بِتسدَکَه.صهیون به عدالت رهایی خواهد یافت، و بازگشتگان آن به درستکاری.